مشاهده احاطه قیامت بر دنیا و برزخ برای اهل محشر

فارسی نسخه موبایل

قرآن کریم، دلیل اینکه انسان ها نمی توانند قیامت و برزخ خویش را در عین اینکه به آنها نزدیک بوده و احاطه بر آنها دارد، را این چنین بیان می کند: «و لولا کلمة سبقت من ربک إلی أجل مسمی لقضی بینهم؛ اگر کلمه ای از خدای تو سبقت نمیگرفت و جلو نمی افتاد، که مردم را تا اجل مسمی در دنیا نگهدارد و مرگ آنانرا تا آن زمان تأخیر اندازد، هر آینه بین مردم فورا حکم میشد (و تمام افراد بشر خود را در قیامت میدیدند)» (شوری/14).
بین ما و قیامت فاصله نیست. علت اینکه بین ما و قیامت جدائی افتاده، آن کلمه خدا و خواست خداست که آمده و جلوگیری کرده است. آن کلمه کدام است؟ «و لکم فی الارض مستقر و متاع إلی حین؛ و تا مدتی در زمین قرارگاه و معیشتی خواهید داشت» (البقره/36). چون افراد بشر از نسل آدم در دنیا آمدند، خداوند مقدر فرمود که باید در روی زمین متمکن شوند و تا زمان معین از ثمرات زمین تمتع و بهره برداری نمایند. این حکم خدا و تقدیر خدا بر سکونت بشر در روی زمین، همان کلمه الهیه ای است که انسان را در دنیا تا زمان خاص و مشخص نگهداشت. و اگر این کلمه خاص نبود (لقضی بینهم)، فورا بین انسانها حکم میشد: بین انسانها با یکدگر، و بین انسانها با اعمال خودشان؛ و بنابراین فورا انسان در بهشت و یا در جهنم بود و هیچ فاصله ای بین او و عالم ملکوت أعلی و بهشت و دوزخ وجود نداشت. چون لغت «سبق» آنجائی استعمال میشود که بین چیزی و چیز دیگری فاصله باشد.
مثلا شما میگوئید: من از رفیقم سبقت گرفتم؛ یعنی در راه، رفیق را عقب گذاردید و سبقت گرفتید بسوی مکان معین؛ و در نتیجه این پیشی گرفتن، بین شما و رفیقتان فاصله افتاد! و گرنه سبقت معنی ندارد اگر پیوسته با رفیقتان با یک سرعت در مسیر حرکت میکردید، با هم بودید بدون جدائی و فاصله! سبقت کلام خداست که نمیگذارد به حساب مردم رسیدگی شود، و آن «کلمه الهیه» است که باید تا زمان معین در زمین بمانید: (و لکم فی الارض مستقر و متـاع إلی حین). اگر این کلمه نبود الآن مهلت نبود، بلکه فورا به حساب مردم رسیدگی میشد و بین آنان حکم خدا صادر می گشت، و تمام افراد بشر خود را در ملکوت میدیدند؛ اعم از ملکوت بهشت و یا جهنم.
در قرآن کریم آیاتی وارد است که وقتی افراد مجرم در روز بازپسین محشور میگردند، خداوند از آنها سؤال میکند: چقدر شما در روی زمین درنگ کردید؟ آنها در پاسخ میگویند: درنگ ما در عالم برزخ ـ که عالم زمین نیز به آن گفته میشود ـ بسیار کم بوده است. در حالیکه عذاب خدا در برزخ بر آنها شدید بوده، و هنگام حشر نیز مشکلاتی داشتند، و در دنیا هم خیلی زندگی کردند؛ و مجموع اینها زیاد است. اما آنها میگویند: ما یک ساعت بیشتر درنگ نکردیم. این یک ساعت یعنی چه؟ یعنی چون به عالم قیامت وارد میشوند و احاطه آن عالم را بر برزخ و دنیا می بینند، چنان مشاهده می کنند که از شدت ارتباط و اتصال عوالم به یکدیگر که در حقیقت یک عالم واحدی بیش نیست، درنگ آنها در دنیا و برزخ یک ساعت بیشتر نبوده است. قرب عوالم را در آنجا به خوبی حس می کنند.
«یسـلونک عن الساعة أیان مرسیـاها * فیم أنت من ذکراها´ * إلی ' ربک منتهاها´ * إنما´ أنت منذر من یخشاها * کأنهم یوم یرونها لم یلبثو´إلا عشیة أو ضحاها؛ «ای پیامبر! از تو سؤال می کنند از تعیین ساعت و موقعی که میخواهد قیامت بر پا شود، که تحقق و وقوعش چه موقع است؟ ای پیغمبر ما! به ساعت قیامت چکار داری؟ انتهای ساعت بسوی پروردگار تو است! و به تحقیق که تو برای ترسانیدن و بیم دادن و برحذر داشتن افرادی آمده ای که از قیام قیامت در خوف و خشیت هستند. و چون در قیامت آیند و آن مناظر را مشاهده کنند، مثل آنکه یک شب یا یک روز بیشتر توقف نکرده اند» (النازعات/42تا46).
آنقدر آن عالم را به این عالم پیوسته و چسبیده و نزدیک می بینند «کأنهم یوم یرون ما یوعدون لم یلبثوا إلا ساعة من نهار؛ مثل آنکه افراد انسان در روزی که می بینند آنچه را که آنها را از آنها بر حذر داشته اند و بیم داده اند، یک ساعت از یک روزی را بیشتر در عالم دنیا و برزخ توقف ننموده اند؛ و به زودی به قیامت رسیده اند» (احقاف/35).
«قال کم لبثتم فی الارض عدد سنین * قالوا لبثنا یوما أو بعض یوم فسـأل العآدین * قـال إن لبثتم إلا قلیلا لو أنکم کنتم تعلمـون؛ خداوند به اینها میفرماید: شما چند سال در روی زمین درنگ کردید؟! آنها جواب میدهند: ما یک روز، یا مقداری از یک روز را درنگ کردیم؛ خداوندا! از حسابگران بپرس که ما واقعا درست میگوئیم! خداوند میفرماید: آری شما درنگ نکردید مگر زمان بسیار اندکی، اگر شما اهل علم و دانش این معنی بودید!» (مؤمنون/112تا114).
«و یوم تقوم الساعة یقسم المجرمون ما لبثوا غیر ساعة کذالک کانوا یؤفکون * و قـال الذین أوتوا العلم و الاءیمان لقد لبثتم فی کتـاب الله إلی یوم البعث فهـذا یوم البعث ولـکنکم کنتم لا تعلمون؛ و در روزی که ساعت قیامت فرا میرسد، مردم مجرم سوگند یاد می کنند که غیر از یک ساعت درنگ نکرده اند؛ اینطور آنها عادت و روششان بوده که دروغ بگویند (چون در دنیا زندگی کرده اند، برزخشان بسیار سخت بوده و طول کشیده است). آن کسانی که به آنها علم و ایمان داده شده است به مجرمان میگویند: شما در کتاب تکوین الهی تا روز رستاخیز درنگ کردید (دنیا، و انتقال از دنیا به برزخ، و درنگ در برزخ، و انتقال از آن به قیامت). و این روز رستاخیز است؛ ولیکن شما اینطور بودید که نمیدانستید!» (الروم/ 55 و 56).
آمدید در اینجا و این وسعت عجیب و احاطه شگفت انگیز را نسبت به دنیا می بینید و گمان دارید که یک ساعت فاصله بیشتر نبوده است؛ در حالیکه درنگ بسیار بوده و زمان های طولانی و قرون و أحقابی گذشته است، ولیکن این شدت سعه و احاطه و اتحاد عوالم، این زمان بسیار طولانی را در نظر شما به صورت یک ساعت تقلیل داده است!

منـابـع

سید محمد حسینی تهرانی - معادشناسی 5 - صفحه 166-162

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد