جنات خلد

فارسی 3903 نمایش |

خداوند خطاب به رسول (ص) خود نموده که از کفار و بیگانگان سؤال بنما که دوزخ که عقوبتهاى آن بیان شد و زیاده بر تصور و فکر بشر است آیا سکونت در دوزخ گوارا و ملایم و شایسته است و یا بهشت جوار رحمت ابدى که به اهل ایمان پرهیزکار وعده داده شده است و جزاء و پاداش آنان معرفى شده است. هم چنانکه در دنیا با نیروى ایمان و انقیاد رابطه ارادى خود را با آفریدگار محکم نموده و هرگز تزلزل و یا خلل پذیر نبوده و با نیروى تقوى از رذائل خلقى و گناهان تبرى داشته پرهیز می نمودند در عالم قیامت نیز سیرت ایمان قلبى و انقیاد جوارحى آنان همانا صفای روح و نورانیت روان و سکونت جوار رحمت خواهد بود: «قل أ ذالک خیر أم جنة الخلد التى وعد المتقون کانت لهم جزاء و مصیرا؛ بگو آیا این [عقوبت] بهتر است یا بهشت جاویدانى که به پرهیزکاران وعده داده شده، بهشتى که پاداش و محل بازگشت آنهاست.» (فرقان/ 15)
"ذلک" اشاره به سعیر و آن اوصافى است که برایش ذکر فرموده بود در این آیه رسول گرامى خود را دستور مى دهد که از ایشان بپرسد، کدام یک از آتش و بهشت جاودان بهتر است، و این سؤال، سؤالى است از امرى بدیهى، که هیچ عاقلى در پاسخ از آن توقف نمى کند، و اینگونه سؤالات در مناظره و مخاصمه دایر است، که یک طرف دعوى طرف دیگر را در میان دو امر، یکى بدیهى البطلان، و دیگرى بدیهى الصحه، مردد نموده و تکلیف مى کند که یکى از این دو را باید اختیار کنى، اگر طرف بدیهى الصحه را اختیار کند، به چیزى اعتراف کرده که منکر آن بوده، و اگر طرف بدیهى البطلان را اختیار کند رسوا مى شود.
آیه مژده و اعلام منت و فضل به اهل ایمان کامل است از جمله لوازم صفای روح و نورانیت روان و سکونت جوار رحمت کبریائى آن است که آنچه مشیت آنان بدان تعلق بیابد بدون قید به وجود خواهد آمد و نیرو و قدرت و اراده به طور اطلاق آنان نیز به صورت خلود و صفت براى ساکنان جوار رحمت خواهد بود و هرگز از آنان سلب نخواهد شد. این نعمت که به فضل پروردگار به اهل ایمان پرهیزکار موهبت می شود و اقصى نعمت و زیاده بر آن تصور نمی رود جز رضوان و خوشنودى ساحت کبریائى از آنان بدیهى است اراده به طور اطلاق که به اهل ایمان موهبت می شود حد وجودى و از شئون اراده قاهره کبریائى است که به مرحله امکان تنزل نموده و به قلب ساکنان جوار رحمت پرتو افکنده.
در این صورت بر طبق نظام کامل و حکمت و صلاح فرد و عموم خواهد بود و این نعمت و نفوذ اراده هرگز مقرون به مانع و عایقى نبوده و ظهورى از اراده قاهره کبریائى است که تنزل نموده و ظهور و رشد نیروى انقیاد و تقوى است که اهل ایمان در دنیا در محور آن در حرکت و تکاپو به سر مى بردند و به طور ملکه و صفت واجد نیروى تقوى بوده و ظهوری از آیه «فإن خیر الزاد التقوى؛ براى خود توشه برگيريد كه در حقيقت، بهترين توشه، پرهيزگارى است.» (بقره/ 197) می باشد به این که یگانه زاد و توشه براى اهل ایمان در دو جهان همانا نیروى تقوى از تزلزل عقیده و رذایل خلقى و از گناهان است و سیرت نیروى تقوى که از طریق کسب و ملازمت به صورت ملکه و صفت به کمال رسیده در عالم قیامت نیز رشد زیاده بر تصور نموده به صورت اراده به طور اطلاق در آمده و از شئون و مظاهر اراده قاهره ساحت پروردگار خواهد بود.
بدیهى است اراده اى که پرتو و ظهورى از اراده کبریائى است هرگز آمیخته به تیرگى خودخواهى و یا رذیله خلقى نخواهد بود هم چنانکه خاطر خودخواهى و یا رذیله نیز محال است که از قدسیان ساکن جوار رحمت صورت بگیرد و تحقق بیابد. هم چنین رضایت و خوشنودى آنان نمونه نازلى از رضایت پروردگار است و هرگز چیزى را که ساحت پروردگار رضایت ندارد و دشمن دارد به آن خوشنود نبوده و مورد غضب آنان خواهد بود و به طور مثال هرگز نمی خواهند و اراده نخواهند نمود که بعض اهل دوزخ از عقوبت رهائى یابند گرچه فرزندان آنان باشند.
آیات قرآنى از کاملترین نظام امکانى که پرتوى از نظام شریف ربوبى است حکایت می نماید. مانند آیه «لا یسمعون فیها لغوا و لا کذابا؛ در آنجا نه بيهوده‌اى شنوند، و نه [يكديگر را] تكذيب [كنند].» (نباء/ 35) که نظام آن بر اساس صدق و صفاء و نورانیت و ائتلاف است. در فضاى نورانى آن لغو و یا سخن بیهوده و با خلاف حقیقت طنین نخواهد انداخت و امکان ناپذیر است بلکه خاطره اى غیر آنچه ساکنان جوار رحمت واجد آن هستند. بر طبق نظام که کاملترین نظام عوالم امکانى است هرگز به قلب سلیم و نورانى آنان لحظه اى خطور نخواهد نمود و اراده اى که شعاع مشیت قاهره است بیهوده نبوده و بر خلاف آن نظام کامل نخواهد بود و نظر به این که همه افراد بى شمار ساکنان جوار رحمت اراده آنان اشعه مشیت کبریائى است هرگز لحظه اى با یکدیگر اختلاف و یا مباینت و یا معارضه نخواهد داشت هم چنانکه لازم زندگى قلب سلیم در دار السلام جوار رحمت و سلام کبریائى این چنین خواهد بود. و بر حسب آیه «لهم ما یشاؤن فیها و لدینا مزید؛ هرچه بخواهند در آنجا دارند، و پيش ما فزونتر [هم‌] هست.» (ق/ 35) زیاده بر آنچه خود خواهان آن هستند از مطالب و حقایق و مقاصد که زیاده بر علم و احاطه وجودى آنان است پروردگار از فضل خود به آنان موهبت هاى زیاده بر تصور و زیاده بر خواسته آنان پى در پى عطا می فرماید.
در تفسیر قمى در مفاد آیه فرمود یعنى نظر به سعه پروردگار زیاده و مزید آن است. مفسر گوید لذت معرفت کبریائى در آن محیط زیاده بر تصور است. در کتاب در المنثور به اسنادى از انس روایت نموده اند که مراد از جمله "و لدینا مزید" آن است که پروردگار بر آنها تجلى خواهد فرمود.
تعبیر به «جنة الخلد» تنها در یک آیه از قرآن مجید آمده و اشاره به جاودانگی بهشت دارد. راغب در مفردات می گوید: «خلود» به معنی دور ماندن چیزی از فساد و باقی ماندن بر حال خویش است، و «مقائیس اللغه» اصل آن را به معنی ثبات و ملازمت می داند، و «مصباح اللغه» آن را به معنی اقامت تفسیر کرده است، تعبیر «جنة الخلد» هر چند به صورت اضافه ذکر شده معنی وصفی دارد، و ظاهرا توصیفی است برای بهشت به طور کلی، زیرا تمام نعمتهایش جاودانی، و بقای بهشتیان نیز در آن همیشگی است، بنابراین اختصاص به بخش معینی از بهشت ندارد، زیرا این وصف برای تمام باغهای بهشتی است.
بعضی از ارباب لغت مانند «ابن منظور» در «لسان العرب»، «خلد» را یکی از اسماء بهشت می دانند ولی بعید نیست که نظر آنها نیز بیان یک توصیف همیشگی باشد که تدریجا به صورت نامی از نامهای بهشت درآمده است.
در جمله "أم جنة الخلد" اضافه جنت به خلد که به معناى جاودان است براى این است که دلالت کند بر اینکه بهشت مزبور فى نفسه و به خودى خود جاودانه و فنا ناپذیر است، هم چنان که کلمه "خالدین" در آیه بعدى، براى این آمده که دلالت کند بر اینکه اهل این بهشت در آن جاودانند، و فنا به ایشان راه ندارد: «لهم فیها ما یشاءون خلدین کان على ربک وعدا مسولا؛ هر چه بخواهند در آنجا دارند و جاودانه در آنند، وعده ى تعهد شده اى است بر پروردگار تو.» (فرقان/ 16) در آیات فوق در یک جا "خلد" و جاودانگى را به عنوان صفتى براى بهشت بیان کرده و در جاى دیگر "خالد بودن" را حال براى بهشتیان، تا تاکیدى باشد بر این حقیقت که هم بهشت جاودانى است و هم ساکنان آن.
جمله ی "کانت لهم جزاء و مصیرا" معنایش این است که این بهشت پاداش تقواى ایشان و بازگشتگاهى است که به خاطر اینکه متقى بودند بدان منتقل مى شوند، هم چنان که در جاى دیگر فرمود: «إن المتقین فی جنات و عیون و ما هم منها بمخرجین؛ افراد متقى در بهشتها و چشمه سارهایند و از آن بیرون شدنى نیستند.» (حجر/ 48) و این خود از قضاهایى است که خدا روز اول (که آدم را آفرید و به ملائکه و ابلیس دستور داد تا بر او سجده کنند) رانده و پاداش متقین قرارش داده بود. چنان که مى فرماید: «ربنا و أدخلهم جنات عدن التی وعدتهم؛ خدایا، آنها را داخل بهشت هایى که آنها را وعده داده اى کن.» (غافر/ 8) و از قول مؤمنان مى خوانیم: «ربنا و آتنا ما وعدتنا على رسلک؛ پروردگارا آنچه را به پیامبرانت درباره ما وعده فرموده اى به ما مرحمت کن.» (آل عمران/ 194)

منـابـع

فضل‌بن حسن طبرسی- ترجمه جوامع الجامع- جلد 4 صفحه 351

سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد 15 صفحه 260

سيد محمدحسين‏ حسينى همدانى- انوار درخشان- جلد 11 صفحه 443

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد 15 صفحه 39

فضل‌بن حسن طبرسی- ترجمه مجمع البیان- جلد 17 صفحه 190

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد